تبلیغات
از انتظار تا فرج - جایگاه تکلیف الهی و بیعت در قیام امام حسین علیه السلام1
 

 

امامحسین (ع) در مواردی قیام خود را مستند به نص و تکلیف الهی و گاهی آن را مستند به دعوت مردم کوفه دانسته است.

1. تاثیر دعوت مردم کوفه در قیام امامحسین (ع)

1. اولین نامه ای که شیعیان کوفه بعد از شهادت امام حسن (ع) برای امامحسین (ع) فرستادند چنین بود:

«بسم الله الرحمن الرحیم للحسین بن علی من شیعته و شیعة ابیه امیرالمؤمنین سلام علیک فانا نحمد الیک الله الذی لا اله الاهو اما بعد، فقد بلغنا وفاة الحسن بن علی علیه السلام یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا ...ما اعظم ما اصیب به هذه الامة عامة و انت و هذه الشیعة خاصة بهلاک ابن الوحی و ابن بنت النبی... و نحن شیعتک المصابة بمصیبتک، المحزونة بحزنک، المسرورة بسرورک، السائرة بسیرتک، المنتظرة لامرک، شرح الله صدرک و رفع ذکرک و اعظم اجرک و غفر ذنبک و رد علیک حقک.» (3)

در این نامه به صراحت سخنی از قیام و دعوت به قیام مطرح نشده بلکه بیشتر به تسلیت به امامحسین (ع) به جهت شهادت برادر بزرگوارشان و مصیبتی که از این ناحیه بر امت اسلامی و خصوصا بر شیعیان وارد شده پرداخته است و در پایان، نویسندگان نامه خود را درغم امامحسین علیه السلام شریک دانسته و در حزن وسرور و خط مشی، خویش را تابع آن حضرت شمرده اند.

دو نکته در این نامه قابل توجه است:

اول اینکه: فرستندگان نامه خود را تابع امامحسین (ع و در انتظار امر آن حضرت دانسته اند. این تعبیر «السائرة بسیرتک، المنتظرة لامرک » به طور تلویحی اشاره به این دارد که آنان منتظر موضع گیری جدیدی از سوی امام (ع) هستند که الزاما موضعی مخالف با حکومت می باشد زیرا موضعی که تا آن زمان از سوی امام حسن (ع) و به تبعیت ایشان توسط امامحسین (ع) دنبال می شد عدم مخالفت جدی با حکومت و پذیرش و التزام به مفاد صلحنامه ای بود که با معاویه منعقد شده بود. آخرین جمله نامه «رد علیک حقک » (خداوند حق تو یعنی حکومت و فرمانروایی بر مسلمین را به تو برگرداند) تاکیدی بر همین نکته است.

دوم اینکه: از عبارات پایانی نامه فهمیده می شود که لااقل بعضی از نویسندگان آن نسبت به موقف امام حسن (ع) در برابر حکومت معاویه چندان رضایتی نداشتند. تعبیر «المنتظرة لامرک » نشان دهنده آن است که آنان منتظر موقفی از امامحسین (ع) در برابر حکومت معاویه بودند که با موقف امام حسن (ع) مغایر باشد و الا آوردن این تعبیر چندان صحیح نخواهد بود مگر اینکه منظور نویسندگان آن بوده باشد که ما منتظر صدور هرگونه فرمانی از سوی تو هستیم; اعم از این که این فرمان ارائه خط مشی جدیدی در برابر حکومت باشد و یا ادامه همان خط مشی سابق که امام حسن (ع) ترسیم فرموده بود. البته این برداشت تا اندازه ای با ظاهر عبارات نامه، سازگار به نظر نمی رسد.

2. نامه دیگری که شیعیان کوفه در همان ایام برای امامحسین (ع) فرستادند توسط جعدة بن هبیرة نوشته شد و صریحا از قیام علیه حکومت معاویه و آمادگی شیعیان برای شهادت در این راه سخن می گفت:

«اما بعد، فان من قبلنا من شیعتک متطلقة انفسهم الیک لا یعدلون بک احدا و قد کانوا عرفوا رای الحسن اخیک فی دفع الحرب و عرفوک باللین لاولیائک و الغلظة علی اعدائک و الشدة فی امر الله فان کنت تحب ان تطلب هذا الامر فاقدم علینا فقد وطنا انفسنا علی الموت معک.» (4)

در اولین نامه سخنی از دعوت امامحسین (ع) توسط مردم کوفه به میان نیامده بود ولی در این نامه، فرستندگان آن به صراحت امام (ع) را برای به دست گرفتن حکومت به سوی خود دعوت کرده اند چراکه منظور از «هذا الامر» ، همان امر حکومت و فرمانروایی بر مسلمین است و افزوده اند که ما در این راه تاپای جان ایستاده ایم.

از سوی دیگر نارضایتی نگارندگان نامه نسبت به موضع گیری امام حسن (ع) در برابر حکومت معاویه که از نامه پیشین نیز به گونه ای فهمیده می شد در این نامه به طور واضحتری قابل برداشت است، لذا ایجاب می کند که امامحسین (ع) دیدگاه خود را به وضوح در پاسخ نامه بیان فرماید، از این رو حضرت در جواب آن چنین نوشت:

«اما اخی فارجو ان یکون الله وفقه و سدده فیما یاتی و اما انا فلیس رای الیوم ذاک فالصقوا رحمکم الله بالارض و اکمنوا فی البیوت و احترسوا من الظنة مادام معاویة حیا فان یحدث الله به حدثا و انا حی کتبت الیکم برایی » . (5)

بدین ترتیب امامحسین از یک طرف عملکرد برادر بزرگوار خود، امام حسن (ع) را مورد تایید قرار می دهد و خود نیز همان خط مشی را در پیش می گیرد زیرا تغییری در اوضاع سیاسی جهان اسلام حادث نشده تا موجب تغییر استراتژی امام (ع) گردد و از آنجا که استراتژی پیشین توسط یک امام معصوم تعیین شده بود پس علی القاعده با ثبات اوضاع می باید همان استراتژی ادامه یابد چرا که بین ائمه معصومین هیچ اختلافی نیست و همه آنان نور واحدند. و از طرف دیگر از شیعیان می خواهد که خود را برای یک قیام احتمالی پس از مرگ معاویه آماده سازند و چنین نپندارند که دستور فعلی به عدم تحرک علیه حکومت یک دستور همیشگی است بلکه یک دستور مقطعی بوده و ناشی از شرایط خاص آن زمان و انعقاد صلح نامه با معاویه می باشد، پس باید منتظر شد که پس از مرگ معاویه، حکومت چگونه عمل خواهد کرد؟ آیا مطابق عهدنامه فرمانروایی مسلمین را به امامحسین (ع) خواهد سپرد یا عهدنامه را زیر پا گذاشته و شخصی از بنی امیه را جانشین معاویه خواهد نمود.

پس در هر حال باید انتظار کشید که پس از مرگ معاویه چه اتفاقی می افتد تا امام (ع) دستور لازم را به مردم ابلاغ نماید و به تعبیر خود آن حضرت: «..فان یحدث الله به حدثا و انا حی کتبت الیکم برایی » .

3. اخبار تاریخی متعددی وجود دارد که نشان دهنده ارتباط مستمر اهل کوفه با امامحسین (ع) می باشد به گونه ای که در برخی موارد، هیاتهایی را به سوی آن حضرت می فرستادند تا دیدگاه ایشان را در خصوص مورد مزبور بدانند و کسب تکلیف نمایند. اینها گواه بر آن است که اهل کوفه، امامحسین (ع) را به عنوان رهبر واجب الاطاعه خود قبول داشتند. (6) یکی از این هیاتها بعد از شهادت حجربن عدی و یارانش به نزد امامحسین (ع) آمدند. حضرت از شنیدن خبر مزبور بسیار ناراحت شد. گزارش این ملاقات به اطلاع والی مدینه مروان بن حکم رسید، او نیز نامه ای برای معاویه نوشت و از وی کسب تکلیف کرد:

«ان رجالا من اهل العراق قدموا علی الحسین بن علی و هم مقیمون عنده یختلفون الیه فاکتب الی بالذی تری » . (7)

معاویه در جواب مروان، او را از تعرض به امامحسین (ع) باز داشت و عمل آن حضرت را موجب نقض مفاد صلح نامه ندانست ودر عین حال نامه ای نیز برای امام (ع) نوشت و لزوم پای بندی به صلح نامه را به ایشان یادآوری کرد و ضمنا تهدید نمود که اگر علیه من کید نمایی من هم با تو کید خواهم کرد. (8)




ادامه مطلب...