تبلیغات
از انتظار تا فرج - پاسخ خود آزمایی های زبان فارسی سال سوم ریاضی و تجربی
 

 


خودآزمایی درس هفدهم

1-

*کلمات مرکبی که جای هسته و وابسته عوض شده است :

گل خانه خانه گل پیرزن زن پیر پیرمرد مرد پیر دل درد درد دل گلاب آب گل جوانمرد مرد جوان کارنامه نامه کار دانشسرا سرای دانش سیلابآب سیل کارخانهخانه کار

*کلمات مرکبی که جای هسته و وابسته عوض نشده است فقط نقش نمای اضافه از بین رفته است :

آلو بخارا آلوی بخارا صورت حساب صورتِ حساب چوب لباس چوبِ لباس

قد بلند قدِ بلند صاحب خانه صاحبِ خانه لیموعمانی لیموی عمانی جا مدادی جای مداد زیر دستی زیرِ دستی

2- الف )

- کتاب فروش کسی که کتاب را می فروشد .

- دانشجو کسی که دانش را می جوید .

- دانش آموز کسی که دانش را می آموزد .

- دادخواه کسی که داد را می خواهد .

- جنگجو کسی که جنگ را می جوید .

- دل شکن کسی که دل را می شکند .

- دل ربا کس که دل را می رباید.

- حق گو کسی که حق را می گوید .

ب )

- سیه دل کسی که دل سیه دارد .

- سفید بخت کسی که بخت سفید دارد .

- شادکام کسی که کام شاد دارد .

- نکونام کسی که نام نیکو دارد .

- زیبا رو کسی که روی زیبا دارد .

- خوش نیت کسی که نیت خوش دارد .

- کند ذهن کسی که ذهن کند دارد.

- کج خلق کسی که خلق کج دارد.

3- تکلیف دانش آموزان است .

خود آزمایی درس هجدهم

1- نشان دار : دارالحکومه ، دارالتولیه ، بین المللی ، من البدو الی الختم، لغایت ، عظیم الجثه ، قلیل البضاعه ، مسلوب الاراده

بی نشان : سخاوت

2- هر دو دخیل، نشانه دار ، عربی و قیدند.

مع الوصف (با این همه ، با آن که ، با این که ، با این وصف ) برای توصیف به کار می رود .

مع الاسف (با تأسف، دردا، دریغ) به هنگام تأسف و پشیمانی به کار می رود .

3- گزینه د ، زیرا قابلیت ها وامکاناتی از گذشته در زبان داریم که باید حداکثر استفاده را از آن ببریم و گنجینه ی واژگانی را غنی سازیم .

از طرف دیگر «بسیارکم» فارسی است و کاربرد آن بهتر است .

«به ندرت » نیمی عربی ونیمی فارسی است و کاربرد آن غلط نیست .
«ندرتاً» عربی نشانه دار است . در حد اعتدال می توان از آن استفاده کرد.

خود آزمایی درس نوزدهم

1- تکلیف دانش آموزان است .

2- تکلیف دانش آموزان است .

3- تکلیف دانش آموزان است .

4- مشتق : گلزار ، گلدان ، گلستان

ساده : گلشن (چون «شن» زایا نیست )

مرکب : گلنار ، گلاب ، گل ساز ، گلاب پاش ، گل شهر ، گلدار، گل پوش ، گل بوته

مشتق مرکب : گل دوزی

ترکیب اضافی : ساقه ی گل ، بوته ی گل

ترکیب وصفی : گل زیبا

خود آزمایی درس بیستم

افشانه افشان (بن مضارع) + ه (پسوند) اسم مشتق نمودار نمود(بن ماضی) + ار(پسوند) اسم مشتق

کارانه کار(اسم)+انه(پسوند) اسم مشتق بیچاره بی(پیشوند) + چاره(اسم) اسم مشتق سبزه زار سبز(صفت)+ ه( پسوند)+ زار(پسوند) اسم مشتق

سیمینه سیم( اسم) + ینه (پسوند) صفت مشتق

1- باادب :

پیشوند:او دختر با ادبی است .

حرف اضافه :او با ادب و علم ، همه را شیفته ی خود کرد .

بی نام :

پیشوند:آن ها سربازان بی نام ونشان بودند .

حرف اضافه :شروع هر کار بی نام خدا ( ناحق است ) . پسندیده نیست .

بی کار :

پیشوند: جوانان بی کار زودتر گمراه می شوند .

حرف اضافه : بیکاروفعالیت امکان اداره امور زندگی نیست .

باهنر:

پیشوند: او هم ،‌ باهنر و هم تحصیل کرده است .

حرف اضافه : او باهنر خود به جامعه خدمت می کند .

3-

q خشم + گین خشمگین سهم + گین سهمگین

q گوش + ه گوشه لب + ه لبه چشم + ه چشمه دهان + ه دهانه تیغ +ه تیغه

q نا+ بینا نابینا نا + شنوا ناشنوا نا+ دان نادان

4-

مان : سازمان ،گفتمان ، یادمان ، ساختمان

کده : دانشکده ، دهکده ، هنرکده ، میکده

ناک : دردناک ، سوزناک ، سهمناک ، وحشتناک

سار: چشمه سار ، کوهسار، شاخسار

وش : پریوش ، مهوش

دیس : طاقدیس ، تندیس ، گلدیس

5 پنج کلمه مثال بزنید که فرآیند واجی کاهش در آن ها صورت گرفته باشد : دسبند ، ماست بند ، پستچی ، امضا شیرافکن ( شیرفکن )

خود آزمایی درس بیست و یکم

1- ایجاد ارتباط(برای انتقال پیام) : من درس خوانده ام / فردا مدرسـه تعطیل است / دوست شما فردا از مسافرت می آید / صبح بخیر / کمک می خواهید /

محمل اندیشه : سنگ فاقد روح است / روح یک پدیده الهی است و اثبات آن تنها به یاری وحی ممکن است .

حدیث نفس : (خطاب به خود) باید امشب بروم / نباید بترسم / باید عجله کنم /

آفرینش ادبی : شکوفه ی دل با نسیم محبت ، گریبان چاک می کند / هرچه نیاید دلبستگی را نشاید (هر جمله ادبی یک آفرینش ادبی ایجاد می کند)

گویند روی سرخ تو سعدی که زردکرد اکسیر عشق برمسم افتاد و زر شد

2- ایجاد ارتباط ، زیرا برقراری هرگونه مناسبات اجتماعی ، انتقال پیام ،ایجاد ارتباط، هم حسی، هم دلی و هم زبانی با دیگران در مسائل اجتماعی از طریق ارتباط کلامی صورت می گیرد.

یا زیرا زبان یک پدیده قانون مند اجتماعی است که برای اطلاع رسانی ، ایجاد هم حسی ، هم زبانی و هم دلی به کار می رود .

3- انسان تنها موجودی است که فکر می کند و سخن می گوید و از این طریق معلوم می شود بین فکر وزبان ارتباط عمیقی وجود دارد. زبان «تکیه گاه اندیشه »است یعنی به خاطر وجود زبان است که انسان قادر به اندیشیدن است اگر انسان از زبان بی بهره بود نه می توانست تفکر کند ونه می توانست علمی به دست آورد و نه می توانست علم خود را به دیگران منتقل کند . اغراق نیست اگر گفته شود بدون زبان حیات انسان بر روی زمین ناممکن بوده است .

4- گ: ستارگان ، بندگان ، بچگی ، بچگانه همزه: خانه ای ، نکته ای

ج: سبزیجات ، میوه جات و: ابروان ، آهوان ، زانوان

ک: نیاکان ، پلکان د: بدین ( به این )، بدان (به آن )

هـ : بهش ( بـِ ـِـ ش)

خودآزمایی درس بیست و دوم

1- تکلیف دانش آموزان است .

2- تکلیف دانش آموزان است .

3- اشکم = شکم / گنبز= گنبد/ رُمبیدن = خراب شدن / الشتی = لاغر ـ زشت / پرچل = کثیف /

4- الف ) روی آوردن به ادبیات معاصر از اوایل دوره ی مشروطه آغاز شد.

ب) تم هنگام بازگشت به کلبه و طی ساعات کار همواره برای دل جوی کردن از ضعفا ونومیدان و تسلا بخشیدن به آن ها وسیله ای می یافت .

پ) حساب اسفندیار از حساب گشتاسب جداست . جدا از حساب گشتاسب است .

ت) گذشتن از سرآن همه دوستی ها آسان نیست .

ث) او به طبیعت نگریست .

ج) دانش آموزان از امکانات تحصیلی خود استفاده می کنند. استفاده از امکانات

چ) به مدیر مدرسه مراجعه کردم .

ح) نگاهش لبریز از محبت است .

خ) او از دشمن می ترسید. ( متمم فعل )

د) این سخنان را از زهرا شنیدم . ( متمم فعل )

ساختمان واژه 3

فعالیت درس بیست و چهارم

1- بن ماضی وند+ بن ماضی:داد و ستد، زدو خورد، نشست و برخاست ، دیدو بازدید، رفت و آمد، گفت و شنید

2- بن مضارع + وند+ بن مضارع: گیرو دار ، پرس و جو ، خواب وخور

3- بن ماضی + وند + بن مضارع : پخت وپز، زدو بند، گفت و گو، خرید و فروش

فعالیت 2

قید: سراسر، سرتا پا، دوشادوش ، دست به دست ، قدم به قدم، برابر

اسم : تخت خواب ، رخت خواب

قید صفت : گوش به زنگ ، دست به عصا، روبه رو، قلم به دست ، مالامال

اسم قید : شانه به سر اسم :مرگ و میر ، کشت وکشتار، آموزش و پرورش صفت : رنگ به رنگ

فعالیت 3

برای شناخت نوع کلمه باید به کاربرد واژه در جمله توجه کنید .

ناهماهنگی اسم ناراحتی اسم بی نظمی اسم ناشکیبا صفت قید نایافتنی صفت نخواندنی صفت نسنجیده صفت قید بی ادبی اسم هماوازی اسم کشتارگاه اسم ناشکری اسم دانشگاه اسم

بی مسئولیتی اسم همکاری اسم ناشنوایی اسم ستایشگری اسم توانگری اسم نابینایی اسم ناخوانا صفت قید همرهی اسم

خود آزمایی درس بیست و چهارم

1-

واژه

تجزیه نخست

تجزیه دوم

تجزیه سوم

ناشکری

ناشکر + ی

نا + شکر


نامردمی

نا+مردمی

مردم + ی


کشتارگاه

کشتار+ گاه

کشت + ار


بی سروسامانی

بی سروسامان + ی

بی + سرو سامان

سر+ و + سامان

هم دردی

هم درد+ ی

هم + درد


سنجیده

ن + سنجیده

سنجید + ه

سنج + ید

هنر آموزی

هنر آموز + ی

هنر + آموز


همکاری

همکار + ی

هم + کار


پروار بندی

پرواربند + ی

پروار+ بند


دل بستگی

دل بسته + گی

دل + بسته

بست + ه

ده تومانی

ده تومان + ی

ده + تومان


دل دادگان

دل داده + گان

دل + داده

داد + ه

دانشجویان

دانشجو + یان

دانش + جو

دان + ش

2-

واژه

تکواژ

صامت ها

تعدا د واج

ناشکری

نا + شکر+ ی

نـ ،ا، شـ ، ـُـ ، کـ ، ر، ی

7

کشتارگاه

کشت + ار + گاه

ک ، ـُـ ، ش ،تـ ، ا، ر، گـ ،ا، ه

9

نامردمی

نا + مردم + ی

ن ،ا، مـ ،ـَـ ،ر ،د، ـُـ ،مـ ،ی

9

بی سروسامانی

بی + سر+و+ سامان + ی

ب ،ی، س، ـَـ ، ر، و، س ،ا، م، ا ،ن، ی

12

هم دردی

هم + درد+ ی

هـ ،ـَـ ،م، د ،ـَـ ، ر، د، ی

8

3- تکلیف دانش آموزان است .



[1] -از این نظر که معنی قدیم خود را از دست داده (اجازه و وزیر) و معنی جدید( دستور زبان) پذیرفته است ، تحول معنایی«ب» یافته است . و از نظر این که هم در قدیم و هم درجدید به معنای «فرمان» است می تواند جزء گروه «ت» هم به حساب آید ولی صحیح تر همان «ب » تحول معنایی است .

2 زین : در معنای «ابزار جنگی » معنای خود را از دست داده است و معنی جدید پذیرفته است جزء«ب» می شود .